داود بن محمود القيصري

94

رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )

حقير در تعليقات بر مكاتبات سيد احمد طهرانى و حاج شيخ محمد حسين اصفهانى برخى از مطالب نفيس لازم را ذكر نموده است و در اين شرح به نحو اجمال مىگويم : وجود به نحو اطلاق از صقع ربوبي و هستى اختصاص به حق أول دارد و هستى همان‌طورىكه بر ماهيان و أعيان ثابته و كليات طبيعيه زائدست ، بر أصل وجود امكانى نيز كه متحقق بذاته است نه لذاته ، زائدست با آنكه اصالت اختصاص بوجود دارد و تحقق ، بالذات خاص وجودست و ماهيات بالعرض و المجاز متحققند ، چه آنكه وجود امكانى را بدون ارتباط به علت منشأ تحقق آن نتوان تصور نمود ، و حقيقت ذات ممكن عين ربط به حق اوّلست و بالذات نفس ربط و عين تدلى و ظهور حق است و حكم به موجوديت به آن بضرب من التبعية و متحقق بحسب حقيقت حق است كه نفس تحقق و موجوديت است بدون شرط و قيد و حيثيت تعليلى و تقييدى . اما مسئله خروج وجود از مقولات جوهريه و عرضيه ، و عدم اتصاف آن به جوهريت و عرضيت ، از أمور مسلمه است نزد أرباب تحقيق ، چه آنكه وجود بحسب مفهوم بر ماهيّات زائد و عارض و بحسب تحقق منشأ ظهور و بروز ماهيات است و از تجليات متفننهء وجود ، ماهيات در علم و ذهن و خارج و عين ، ظاهر مىشوند و وجود بذات خود قائم و تحقق آن ذاتي و بنفسه منشأ تحقق أعيان جوهريه و عرضيه است ، و افراد وجود همان ظهورات و تدليات و تجليات حقيقت وجودند كه بذات خود متقوم و مقوم و منشأ تقوم و تحقق ماهيات و تجليات منشأ تحقق ماهياتست و آنچه كه مقوم اصل